لاو سینما : سینمای ایران و جهان

نمایی که دوربین به آرامی به درب اتاق همیشه بسته امیر حرکت می کند می تواند نمونه ای جذاب از این رویکرد باشد.

آخرين به روز رساني : پنجشنبه 30 فروردین 1397


کل مطلب : 4379 مطلب / کل بازديد : 620,4451
تبليغات

تبليغات
خرید بلیت به وقت شام
خريد بليت فراری
خرید بلیت لاتاری
خرید بلیت لونه زنبور
خرید بلیت مادر
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 4306
تاريخ انتشار : دوشنبه 16 بهمن 1396 - 23:40

«امیر» روایتی با حوصله، دقیق و سنجیده از یک قهرمان در دل شهری بی رحم است. «امیر» به معنای واقعی یک فیلم شهری محسوب می شود، نه به این معنا که داستان در لوکیشن های شهری روی می دهد، بلکه از این منظر که شهر تبدیل به یک عنصر زیبایی شناسی در فیلم می شود و کارکرد دراماتیک و حتی پیش برنده روایت را دارد. نیما اقلیما با اصرار بر فرم بصری که انتخاب کرده است تا حد زیادی می تواند از عهده کنترل همه عناصر در درون این نظام بصری بر بیاید. بدیهی ترین مواجهه با این قصه می توانست یک فشار بصری و التهاب و دینامیسم باشد که اقلیما هوشمندانه همه آنها را کنار گذاشته و بر ایده بصری خود اصرار می ورزد و این نکته، مبنای تفاوت فیلم امیر در روایت قصه ای است که تا آخر فیلم جان دارد و نفس می کشد.

حول آدم های فیلم «امیر» فضاهای منفی و تهی وجود دارد که رفته رفته به خصلتی در فرم این فیلم بدل می شود و این تهی بودن گویی از قصه تلخ و آدم های درگل مانده وام می گیرند. اقلیما به خوبی دربرابر کلیشه نشان دادن و توضیح دادن مقاومت می کند و همینجاست که شهر، اصوات و حتی اشیا کاربردی غیر از آکسسوار معمولی پیدا می کنند و تبدیل به پیشرانه های روایی در فیلم می شوند. این خست در ارائه اطلاعات و توضیح درباره آدم ها و در راس آنها شخصیت امیر و حوصله ای که کارگردان به خرج داده است در یک فیلم اول قابل تحسین است چراکه کارگردان با شلوغ کاری و به رخ کشیدن قدرت کارگردانی و تقطیع های مجذوب کننده در مسیر اثبات خود نیست، او راه خود را می رود و تا اندازه زیادی در این مسیر موفق است و بار خود را به منزل می رساند. نمایی که دوربین به آرامی به درب اتاق همیشه بسته امیر حرکت می کند می تواند نمونه ای جذاب از این رویکرد باشد.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد